ابن قتيبة الدينوري ( مترجم : ناصر طباطبايى )

96

الإمامة والسياسة ( امامت وسياست ، تاريخ خلفاء ) ( فارسى ) ( چاپ ققنوس )

كرده باشد مهاجران و انصار از بيعت با ما خوددارى خواهند كرد . ما نيز از كشته شدن خود ترسيديم و از روى ناچارى بيعت كرديم . مرد بصيرى گفت : در خصوص عثمان چه كار كرديد ؟ طلحه گفت : ما موقعى عثمان را سرزنش كرديم و خواهان خوارى او بوديم ، اما بعد براى اين كه از اين بن بست بيرون رويم از روى ناچارى به خونخواهى وى برخاستيم . مرد بصرى گفت : ما را به چه كارى فرمان مىدهيد ؟ طلحه گفت : براى جنگ با على با ما بيعت كنيد و بيعت خودتان را با على نقض كنيد . مرد بصرى گفت : اگر على و لشكريان وى آمدند و همان را كه شما خواستيد از ما خواستند ، در آن صورت چه كار كنيم ؟ طلحه گفت : با على بيعت نكنيد . مرد بصرى گفت : انصاف را رعايت نكرديد ، به ما فرمان مىدهيد كه با على بجنگيم و بيعت با او را نقض كنيم حال آن كه بيعت او بر گردن شماست . ما را از بيعت با كسى كه با شما بيعت نكرده است نهى مىكنيد . ما با على بيعت كرده‌ايم اگر بخواهيد مىتوانيم با دست چپ با شما بيعت كنيم . سرانجام ، مردم گروه گروه شدند ، گروهى با عثمان بن حنيف و گروهى با طلحه و زبير . جاريه بن قدامه نزد عايشه آمد و گفت : ام المؤمنين ، كشته شدن عثمان بر ما سهل‌تر است از اين كه تو از خانه‌اى خارج و بر اين شتر نفرين شده سوار شده‌اى . خداوند براى تو حرمت و پوششى قرار داده است . حرمت خود را حلال كرده‌اى و پوشش خود را به سويى نهاده‌اى . هر كس جنگ و ستيز تو را ببيند گويى كشته شدن تو را ديده است . اگر خود بيرون آمده‌اى به خانه‌ات برگرد و اگر از روى ناچارى و اجبار بيرون آمده‌اى بازگرد و از خداوند رضا و خشنودى او را طلب كن . كشته شدن ياران عثمان بن حنيف استاندار على بر بصره پس از درگيرى ميان مردم بصره آنان تحت شرايط زير با همديگر صلح كردند : دار الاماره و مسجد و بيت المال در اختيار عثمان بن حنيف باشد و ياران وى در هر جايى كه خواستند اقامت گزينند . ياران طلحه و زبير نيز در آزادى كامل باشند تا على به بصره آيد . اگر پس از آمدن على همهء مردم با يك ديگر يك دل بودند ، هر كس به هر جايى كه خواست وارد مىشود و اما اگر مردم با يك ديگر اختلاف كردند در اين صورت هر گروهى از رهبر